اگر تصویر ذهن انسان از خود و محیط زندگی اش مثبت باشد در نتیجه، تأثیر مثبتی بر خود و دیگران میگذارد. تصویر ذهنی سالم مانند ویتامین، سبب تقویت جسم و روان میشود و توان فرد را در مقابل مشکلات بالا میبرد. هر اندیشه، واکنشی در بدن ایجاد میکند. همان طور که جسم محروم از هوا پژمرده میشود، ذهن نیز در صورت نداشتن ارتباط با خود حیاتش را از دست میدهد. ما انسانها تنها جزئی از منابع روح و روان خود را مورد استفاده قرار میدهیم. حوادث غیر منتظره نشان میدهند که منابع زندگی ما از آنچه میپنداریم بزرگتر هستند.
ساختهها و پرداخته های ذهن انسان با اندیشیدن شروع میشود و به هرچه فکر کنید از یک اندیشه سرچشمه میگیرد.
افکار مثبت، نتایج مثبت دربر دارند، مانند: عشق، محبّت، سلامتی و افکار منفی نتایج منفی برجای میگذارند، مانند: ترس، بیزاری، ناراحتی. افکار، واقعیت فیزیکی ما را نیز میسازند؛ البته با یک چشم به هم زدن حاصل نمیشود؛ بلکه به مرور زمان به وجود میآیند. به قول مولانا: «فکرت سوی جایی رود و آنگه تو را آن جا برد».انسان، هم استعداد مثبت شدن دارد و هم منفی شدن
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
اگر تصویر ذهن انسان از خود و محیط زندگی اش مثبت باشد در نتیجه، تأثیر مثبتی بر خود و دیگران میگذارد. تصویر ذهنی سالم مانند ویتامین، سبب تقویت جسم و روان میشود و توان فرد را در مقابل مشکلات بالا میبرد. هر اندیشه، واکنشی در بدن ایجاد میکند. همان طور که جسم محروم از هوا پژمرده میشود، ذهن نیز در صورت نداشتن ارتباط با خود حیاتش را از دست میدهد. ما انسانها تنها جزئی از منابع روح و روان خود را مورد استفاده قرار میدهیم. حوادث غیر منتظره نشان میدهند که منابع زندگی ما از آنچه میپنداریم بزرگتر هستند.
ساختهها و پرداخته های ذهن انسان با اندیشیدن شروع میشود و به هرچه فکر کنید از یک اندیشه سرچشمه میگیرد.
افکار مثبت، نتایج مثبت دربر دارند، مانند: عشق، محبّت، سلامتی و افکار منفی نتایج منفی برجای میگذارند، مانند: ترس، بیزاری، ناراحتی. افکار، واقعیت فیزیکی ما را نیز میسازند؛ البته با یک چشم به هم زدن حاصل نمیشود؛ بلکه به مرور زمان به وجود میآیند. به قول مولانا: «فکرت سوی جایی رود و آنگه تو را آن جا برد».انسان، هم استعداد مثبت شدن دارد و هم منفی شدن
از کانال دکتر سیکپ @drcecapp
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
نیایش کردن، حتی برای چند ثانیه، تو را از تلاطم افکاری که احاطهات کردهاند و در گوشت نجوا میکنند که "این را میخواهی، آنرا نمیخواهی"، دور میکند و آنگاه است که درمیابی نیرویی عظیم، قدرتمند، مهربان و باشکوه، همیشه منتظر تو است تا فقط سکوت کنی تا صدایش را بشنوی، ذهنت را آرام کنی تا کمی ادراکش کنی؛ تنها چند نفس عمیق با درک حس حضورش فاصله داری . .
تنها لحظهای توقف و سکوت و برهم نهادن چشمانت کافیست تا زبان دلت گشوده شود و بخواهی آنچه را به واقع استحقاقش را داری و لیاقت تواست، از «او» که بوده و هست و هست و هست، پس تو هم گاهی «باش»، و بدان هر نفسی که حیات تو را جلوهگر میکند، هدیهای از «اوست» و بس.
دکتر محمد جواد قائد شرف
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
بزرگترین الهام زندگی من برادر من مایکل است.که به من یاد داد که چطور در شرایط سخت مثبت فکر کنم و چگونه از هر چالشی لذت ببریم او به من ارزش تغيير ذهني و قدرت نگرش مثبتي را آموخت.
مایکل در نتیجه جنگ ویتنام به سختی مجروح شد.شش و نیم متر از روده کوچکش رو از دست داد! و چندین قسمت دیگه از بدنش هم مثل روده بزرگ و کلیه هاش اسیب دید. با عرض پوزش از به تصویر کشیدن این وضعیت، اما من می خواهم شما به طور کامل وضعیت او را تصور کنید،تا ازرش چیزهایی که به دست اورد رو بهتر درک کنید.
کاملا به یاد می اورم لحظه ای که دیدمش او در بیمارستان دریایی سنت آلبان در کوئینز، نیویورک بستری بود. اگر با چشمان خودم نمی دیدم هرگز باور نمیکردم او از 170 پوند عضله به 88 پوند پوست و استخوان رسیده بود. در پایان روز، دکتر وارد اتاق شد، به والدینم رسید و گفت: «متأسفم، اما امیدی به بهبودش نیست. هرگز چنین نگاهی در چهره هایشان ندیده بودم دکتر ادامه داد: برای زنده ماندنش نیاز به یک معجزه هست
همانطور که این اتفاقات می افتاد، به یاد دارم به برادرم نگاه می کردم وبا خودم میگفتم که آیا این آخرین بار است که من او را می بینم؟ سپس متوجه شدم چیزی عجیب است. دست او به آرامی بلند شد - او متوجه اتفاقات اطرافش شده بود ،و احتمالا حرف های دکتر را شنیده بود بنابر این به آرامی مشت خود را محکم کرده انگشت میانی خود را نشان داد! دکتر گفت: "این فقط یک اسپاسم عضلانیست!"
اما برای من به این معنا بود که فریاد میزندکه نمی خواهد از زندگی به این سادگی ها دست بکشد
چیزی که با انگشتش نشان دادبه معنای نماد امید مایکل برای بهبود بود
بلاخره تمام پزشکان به این نتیجه رسیدند که مایکل تصمیمی برای مردن ندارد
این اولین بار بود که این فرم از نمایش انگشت رو با خوشبینی به این ژست به عنوان نماد زندگی تعبییر کردم!
منبع:ترجمه از مجله اینترنتی succec با چاشنی دکتر سیکپ
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
یک فرد عاقل گفت: "هیچ چیز معنی ندارد مگر اینکه خودمانبه آن معنا ببخشیم". این جمله بسیار ساده اما در عین حال عمیق است. خوشبختانه، این ایده تقریبا به هر نحوی قابل تصور است
هنگامی که ویکتور فرانکل به دنبال جستجوی معنای انسان بود، در طی جنگ جهانی دوم به مراتب بیشتر از تجاربش به عنوان یک زندانی در اردوگاه های کار اجباری نازی بود. او همچنین یک راه قدرتمند برای شناسایی هدف و انگیزه زندگی در زندگی شخصی خود ارائه داد - چگونگی معنا بخشی به رویدادها و نتایج، در حقیقت "واقعیت" آن وقایع و نتایج را تعیین می کند.با توجه به این، متافیزیک نقش مهمی در زندگی یک زندانی بازی کرد: با این حال او آینده را تحت تأثیر قرار داد که از نظر جسمی و روانی مضر است. به عنوان یک فرمت از این روش روان پزشکی، او به طور مؤثر مدل سازی کرد که چگونه ما، به عنوان افراد، می توانیم موفقیت خود را در شرایط مختلف خود تجربه کنیم.
تا بحال از خود پرسیده اید چگونه ما موفقیت را مشاهده می کنیم و دسترسی ما به آن اغلب توسط تعریف شخص دیگری محدود می شود؟ در انجام این کار، ما خودمان را از این فرصت برای تعریف و قدردانی از تجربیات منحصر به فرد خود و چگونگی تأثیر زندگی خود برای بهتر شدن غافل می کنیم.
اگر که موفقیت را برای خود معنا کنید و تعیین کنید که چه چیزی برای شما چه معنایی دارد آنگاه موفقیت واقعی بدست می آید.
ترجمه از وبسایت success
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
امید حالت خوش بینانه ای است که بر پایه انتظارات نتایج مثبت با توجه به وقایع و شرایط در زندگی است.و به عنوان یک عمل، به این معناست: "انتظار وقوع انفاقات مثبت با اعتماد به نفس"
استاد روانشناسی باربارا فردریککسون استدلال می کند که امید زمانی به وجود می آید که بحران به وجود می آید و بعد از آن دریجه هایی به روی خلاقیت باز میکند.فردریک معتقد است که با نیازهای بزرگ طیف گسترده ای از ایده ها و همچنین احساسات مثبت به عنوان شادی و شجاعت و توانمند سازی، از چهار حوزه مختلف خود به دست می آید: این حوزه ها عبارتند از حوزه های شناختی، روحی، اجتماعی یا فیزیکی
افراد امیدوار "مانند یک موتور کوچک هستند که می توانند ،به این دلیل که مرتبا برای خودشان تکرار می کنند، من فکر می کنم،می توانم، فکر می کنم می توانم، چنین تفکر مثبت می تواند بر اساس یک حس واقع بینانه خوش بینی و نه کاذب،انسان را به حرکت دراورد تا با امید به سمت اهداف خود حرکت کند.
چارلز اسنایدر، روان شناس، امیدوار به داشتن هدفی بود که برنامه مشخصی برای رسیدن به این هدف نیز داشته باشد.
آلفرد آدلر به همین ترتیب برای مرکزیت جستجوی هدف در روانشناسی انسانی نیز چنین گفت.
انسان شناسان فلسفی مانند ارنست بلچ اسنایدر بر ارتباط بین امید و آرمانهای ذهنی و همچنین نیاز به درک واقع گرایانه از اهداف تأکید کرد و استدلال می کند که تفاوت بین امید و خوش بینی این بود که اولین راه های عملی برای پیشرفت در آینده بود.
ترجمه از وبسایت success
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
ژست موفقیت نگیر، موفق باش
در همین زمان تصمیم بگیرید که احساسات خوب داشته باشید، امواج مثبت بفرستید تا نتیجه خوبی بگیرید.
به همه چیز نگاه مثبت و زیبا داشته باشید، به مرگ، به ترافیک، به حیوانات ، به شکستن دست ، به گل، به عشق و.
خودتان را مثل یک آهنربایی بدانید که هر لحظه چیزهای خوب به سمت خود جذب میکنید و بعد از انجام هر کاری لبخند بزنید.
با نگاه مثبت به اتفاقات نگاه کنید تا انگیزه مثبتی دریافت کنید. آیا به یکباره باران شروع به باریدن کرد؟ بسیار خوب، با نگاه زیبا کمی زیر باران قدم بزنید و لذت ببرید.
گاهی برای خودتان وقت بگذارید، احساسات خود را برای خودتان شرح دهید.
به کسانی که قصد عصبانی کردن شما را دارند با خشم پاسخ ندهید، بلکه به اطرافیان به چشم یک کودک ۵ ساله نگاه کنید که به شدت آسیب پذیر است.
از احساسات خود فرار نکنید و به چشم یک مهمان به آن نگاه کنید و به آن خوش آمد بگویید تا بتوانيد بهتر آنها را درک کنید و نتیجه را به خدا بسپارید.
فکرتان را بر روی چیزی که دوست دارید متمرکز کنید.
به خاطرت بسپار که زندگی هرکدام از ما، نتیجه نگرش و طرز تلقی ما از دنیاست. ژست موفقیت نگیر، موفق باش
موفقیت مسیری دارد که باید در آن دستت در دست خداوند باشد .
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
آیا تا الان پیش آمدکه به این فکر کنی که شاید نوازنده ویولن فوق العادهای باشی اما خودت خبر نداشته باشی، یا یک شناگر ماهر، و یا یک پیکرتراش پر ذوق ؟!
احتمالا نه! چون معمولا به قدرتهای آفرینشگرانه خود آگاه نیستیم و قوای خلاقه خود را نمیشناسیم، چون تا بحال شاید فرصت تجلی پیدا نکردهاند، یا هیچوقت مجال امتحان کردن یا حتی امکانات امتحان کردنشان را نداشتهایم!
بعضی تمرینات خاص در مبحث انرژی و یا برخی تعالیم ذهنآگاهی و .، و به خصوص بسیاری آموزههای روانشناختی که در پستهای بعدی بیشتر به آنها خواهیم پرداخت، به تجلی اینگونه مهارتها و استعدادهای نهفته کمک میکنند، ولی قبل از هر چیز، از خودتان بپرسید:
واقعا چه چیزی که تابحال به آن فکر نکردهام میتواند وجود داشته باشد که باعث تکامل و تعالی من میشود؟!
در ابتدا تفکر و تعمق در یافتن پاسخ یا پاسخهایی به سوال بالا، درهای تفکر خلاقانه را بروی تو باز می کند، پس هر روز، و هر روز یکبار، و مدت یک هفته این کار را تکرار کن و از خودت بپرس. به نتایج جالبی خواهی رسید.
نشر این مطلب به شرط عنوان منبع بلامانع می باشد.
درباره این سایت